محمد تقي جعفري
179
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اجتماعى . ترديدى نيست كه اين قسم درد و اندوه با عظمتتر و با ارزشتر و مقدستر است از قسم اول كه ناشى از فقدان خواستههاى نفس حيوانى ( خود طبيعى ) مىباشد . با توجه به اصل فوق ( اختلاف عوامل شاديها و اندوهها ) است كه فعاليتهاى تعليم و تربيت بايد بهر نحو است به تفسير شاديها و اندوهها و توجيه عقلانى مردم در بارهء اين دو پديدهء طبيعى ، اهميت حياتى بدهد . نتيجهء بسيار مهمّى كه از اين مبحث مىگيريم ، اينست كه شخصيت انسانى با قدرتى كه بوسيلهء رشد و تكامل به دست مىآورد ، ملاك شاديها و اندوههاى خود را ، انبساط و انقباض كمالى و ارزشى قرار مىدهد ، نه نقص و افزايش . وصول به خواستههاى نفس حيوانى وقتى كه شخصيت به اين مقام نائل گشت ، نه تنها اهميتى به آمدن و رفتن شاديها و اندوههاى مربوط به نفس حيوانى نمىدهد ، زيرا درمىيابد كه - غم و شادى بر عارف چه تفاوت دارد ساقيا باده بده شادى آن كاين غم از اوست به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقى است به ارادت بكشم درد كه درمان هم از اوست مىفهمد كه : أزمّة الامور طرّا بيده و الكلّ مستمدّة من مدده ( عنان و عوامل همهء امور به دست خداونديست و همهء موجودات عالم هستى از عنايات او استمداد مىكنند ) بلكه بدانجهت كه شخصيت آگاه مىفهمد همهء فعاليتهاى خداوندى در بارهء وجود او ، چه آنچه كه مىگيرد و چه آنچه كه مىدهد ، مستند به حكمت و مشيت بالغه خداوندى است كه جز به نفع كمال وجودى او بجريان نمىافتد ،